تبليغاتX
قله نشین
 
هزار وعده ی خوبان یکی وفا نکند ....
 
  نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1385ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط قله نشین  | 

لالا  لا  لا  نخواب دنیا خسیسه                 واسه کم آدمی خوب می نویسه

یکی لبهاش تو خوابم غرق خنده است    یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه

 

 

وقتی خیلی ناامیدی و یه هویی یه دری باز می شه یه نور یه روشنی پیداش می شه آدمی سریه دوراهی قرار می گیره : برم ؟ یا که بمونم ؟

 

تا حالا به دوباره دل سپردن ، دوباره مشق عشق نوشتن ، عاشقی از سرگرفتن فکر کردین ؟!

_ بد ِ آدمی همش خودشو متهم کنه ،  یه بار هم که شده به خودت رحم کن به خودت فکر کن به دلت .............

_ اگه این دفعه هم مثل اون بار بازنده من باشم ،اگه این بار هم اشتباهی ؛ بیراهه رو انتخاب کرده باشم چی ..........

 

دو راهیه  عجیبیه یا باید بمونی و تمام بشی و یا اینکه بری : حالا چه درست چه نادرست !

_ می گن شکست پیش درآمد پیروزیه ، می گن تا زمین نخوری دویدن که هیچ راه رفتن معمولی رو هم  یاد نمی گیری .........

_ آدم عاقل که از یه سوراخ دوبار  گزیده نمی شه ، آزموده را آزمودن خطاست ...........

 

گاهی هم می شه که تو هیچ نباختی تازه دست برنده هم پیش توئه ، ولی می بینی دلت دو تیکه شده دو جا هستی ؛ اونوقتکه که کلافه گی و سردرگمی به سراغت میاد و تو دوباره سر یه دو راهی قرار می گیری و اینبار انتخاب سخت تر می شه !

_ می شه دلتو کنار بذاری و با عقلت یه تصمیم درست بگیری

_ ولی نمی شه که دل طرف مقابل رو  کنار گذاشت که  ! با دل اون چه می کنی ؟

 

 

سرسخت و راسخ و سنگدل که باشی ، به خودت تنها به خودت فکر می کنی ، راهتو انتخاب می کنی و طی مسیر می کنی تا هر جا که دست تلافی ِ زمونه اجازه بده !

 

 اما نازکدل و کمی منطقی و مهربون که باشی ؛ باز دوباره سر یه دوراهی قرار می گیری ! عجیب تر و مشکل تر

_ دل کدوم یکی ؟ !

_ همش که  تقصیر تو نبوده علاقه همیشه یه رابطه دو نفره است ..........

 

چه می شه کرد هر روزی که آغاز می کنی سر یه دوراهی که کمه ؛ بیدار که می شی می بینی وسط یه دایره قرار داری و بی نهایت راه هست که باید یکی رو انتخاب کنی ! نه تازه بی نهایت + یک ! چون موندن ونرفتن هم خودش یک راهه .
  نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 8:7 قبل از ظهر  توسط قله نشین  | 

خدا و ليلی و شيطان ...

خدا گفت : ليلي يک ماجرا است . ماجرايی آکنده از من ، ماجرايی که بايد بسازيش .
شيطان گفت : يک اتفاق است . بنشين تابيفتد .
آنها که حرف شيطان راباورکردند ، نشستند و ليلی هيچگاه اتفاق نيفتاد . مجنون اما بلند شد . رفت تا ليلي را بسازد .
خدا گفت : ليلی درد است ، درد زادنی نو . تولدی بدست خويشتن .
شيطان گفت : آسودگی است . خيالی است خوش .
خدا گفت : ليلی رفتن است . عبور است و رد شدن .
شيطان گفت : ماندن است ، فرو رفتن درخود .
خدا گفت : ليلی جستجو ست . ليلی نرسيدن است . نداشتن و بخشيدن .
شيطان گفت : خواستن است . گرفتن و تملک .
خدا گفت : ليلی سخت است ، ديراست و دور ازدست .
شيطان گفت : ساده است . همين جايی و کم دست ، دنيا پرشد ازليلی های زود . ليلی های ساده اينجايی .ليلی های نزديک لحظه ای .
خدا گفت : ليلی زندگی است . زيستنی ازنوع ديگر . ليلی جاودانی شد و شيطان ديگرنبود .
مجنون زيستن ازنوعی ديگر را برگزيد ، و می دانست که ليلی تا ابد طول می کشد ...

(وب لاگ ناگهان چقدر زود دیر می شود – مریم)

عمر قصه هاتون کوتاه آبی اهل خرداد

  نوشته شده در  پنجشنبه 10 فروردین1385ساعت 8:37 قبل از ظهر  توسط قله نشین  | 
کاش این مردم دانه های دلشان پیدا بود 
  نوشته شده در  یکشنبه 6 فروردین1385ساعت 7:47 بعد از ظهر  توسط قله نشین  | 

 

بهار می آید

گلایه و گول می میرند

 ما ماندگاران عصر علاقه ایم

 

نوروز که قرنهای دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد از آن رو هست که یک قرار داد مصنوعی اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست . جشن جهان است و روز شادمانی زمین ، آسمان و آفتاب و جوش شکفتن  ها و شور زادنها وسرشار از هیجان  هر آغاز .  

نوروز این پیری که غبار قرن ها ی بسیاری بر چهره اش نشسته است ، رسالت بزرگ خویش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمت انجام داده است  و آن زدودن پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت است و در آمیختن روح آنان با روح جانبخش طبیعت و عظیم تر پیوند نسل ها و پیمان یگانگی میان همه دل های خویشاوندی که دیوار عبوس دوران ها در میانشان حایل می گشته است و ما در نوروز ، در این میعادگاهی که همه نسل های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند با آنان پیمان وفا می بندیم و امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم که هرگز نمیریم و دوام راستین خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ، ریشه در عمق فرهنگی سرشار و غنی از قداست و جلال دارد و بر پایه اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است . بر صحیفه عالم ثبت کنیم.

نوروز به روایت دکتر علی شریعتی

امیدوارم همه تون بر بلندای قله آرزوهاتون سجده شکر به جا بیارین .

  نوشته شده در  چهارشنبه 2 فروردین1385ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط قله نشین  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
NS20.OURIRAN.NET NS21.OURIRAN.NET