هزار وعده ی خوبان یکی وفا نکند .... |
دیروز واسه نارنجی جشن تولد گرفتم و خورشید خانوم هم کمک کرد تا جشنمون بی نقص باشه
به همخونه ای نارنجی تل زدم و گفتم تو خونه نگهش دار و نذار بره کلاس و این ور اون ور. کیک میخریم میایم خونه اتون دور هم باشیم
عصری با خورشید رفتیم کیک تولد خریدیم. شمع روش چیدیم "۵" به نشانه بیست و پنج ساله گیش . پفک و پفیلا و چیپس هم خریدیم ![]()
چای و آجیل و آهنگ و رقص و عکس و کادو
من واسه نارانجی یه پارچه چادر نماز خریده بودم که خودم برش زدم و دوختم و اتو زدم و عطر زدم و کادو کردم و تقدیم کردم![]()
عصر خیلی خیلی خوبی بود و بسیار بسیار شادمانه و راضیانه بود "جای شما خالی"
و اما قدرت مدیریتی من : دو روز قبل حس کردم که واسه اینکه یه روز خوب داشته باشیم و به همه امون خوش بگذره بهتره که من عنان این ماجرا رو به دست بگیرم و شدم برنامه ریز این جشن تولد ، درسته که به بقیه همکارا نگفتم چون میدونستم هر کدوم یه سری مشکلات دارن که نمیخوان ازشون جدا بشن و اونا رو بهانه میکنن واسه نیامدن![]()
کلیه جشن تولدها ، خرید کادوها و برنامه ریزی واسه مهمونی و خارج شهر رفتن و حتی مسافرت تقریباً با من هست و منم خیلی کیفولی هستم از این رئیس بودن ![]()
![]()
* پاورقی : چشمه نشین یه دوست از یه دیار بسیار دور هست که اوایل تولد وب لاگم کمکم میکرد و این روزها دوباره اومده تا بشه ساقدوش لحظه هام
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|