تبليغاتX
قله نشین - جمعه
 
هزار وعده ی خوبان یکی وفا نکند ....
 
۳۸

تعطیلات بسیار مفرحی بود جای اونایی که دلشون میخواست همراه باشن خالی!

صبح ساعت ۶با هایدی رفتیم تا روستای "چاریشت" یه صبحانه مشتی زدیم به رگ و کلی هم گفتمان بین راه داشتیم

ساعت ۱۲ظهر خوافیدم تا ۴:۳۰ و بعدش ناهار سنتی خوردیم "نون جوش"

کمی به اهل خانه در چیدن وسایل کمک کردم و بعدنماز لباس پوشیدم رفتم پاتختی دخمل همساده

نمیدونم چرا وقتی اونا داشتن با ترانه "انگار نه انگار - منصور" میرقصیدن من گریه ام گرفته بود!

یه سر به عمه جونم زدم و احوالشو پرسیدم آخه از ۱تیرماه ندیده بودمش و بسی دلتنگ شده بودیم

وقتی رسیدم خونه اولش طالبی و خربوزه خوردم "توبه گرگ مرگ می باشد" بعد سریال (ترمه) و بعدش هم سریال (درچشم باد) رو دیدم و آنزمان که ساعت از ۲۳بسیار گذشته بود راهی اتاق مان شدیم و پس نوشتن واگویه هایمان برای مخاطب ناشناس تصمیم گرفتیم که بخوابیم

شب بخیر عزیزان

  نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط قله نشین  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
NS20.OURIRAN.NET NS21.OURIRAN.NET