
من چله نشين بن ِ چاهم چندی...
غافل ز من اين قافله ها در گذرند
رفتند و دگر مسافر مصر نماند!
يارب!
که اگر نباشد آن واسط فيض
هر رفته به چاهی به عزیزی نرسد!
نمیدونم شاید دعواهای زن و شوهری واسه یه عده ای جالب ترباشه اخه آمار کامنت دونی های یه عده از ۱۰۰ بالا میره مال من بعد سه روز که از آپ میگذره هنوز رو عدد ۵ فیکس شده و تغییری نکرده![]()
دیگه مهم نیست....
به قول گیلاسی وقتی آدم حد نهایتش رو میچشه دیگه این غم و غصه های کوچیک جایی ندارن واسه بهانه گیری و دلتنگی!
دیروز یه خواب بد دیدم ، خیلی بد ،طوری که تو خواب گریه کردم و وقتی بیدار شدم چشمام خیس بود !
خواب دیدم یکی از همکارا به خاطر اینکه وقتی بابام رضایت داده من با پسر فلانی ازدواج کنم اما من رضایت نمیدم و برگه عقدنامه رو امضاء نمیکنم یه لگد به پشت پام زد و من با درداون لگد گریه کردم و مامانم عصبانی شده که اون همکار به چه حقی به دخترش لگد زده ،اما من همچنان با صدای بلند گریه میکردم و حاضر نبودم به خاطر خوش آیند مادر بزرگ که با پسر عشقولانه اش دارم مزدوج میشم تن به این ازدواج سراسر اشتباه بدم !
درسته که خواب بود اما منو خیلی بهم ریخت .....
به نظر شما من احمق نیستم :
که وقتی میرم تو اتاق چشمک به احترام حضورم سلام میکنم ،و اون با بی میلی و آروم جواب سلام منو میده ؟ اونوقت اون که میاد اتاقمون به آلیس و آنت سلام میکنه و مثل گاو سرشو میندازه پائین و میره و انگار نه انگار من هم هستم ؟!
یه چیزی فراتر از احمق می باشم ![]()
به نظر شما من احمق نیستم :
که وقتی واسه خودم و آلیس صبحانه کتلت میارم یه دونه اشو با احترام میذارم رو میز آنت که ساعت ۱۰ که صبحانه میخوره اونو هم بخوره ،آخه حامله است بوی کتلت می پیچه تو اتاق هوس میکنه باید که مراعاتشو کرد . اونوقت اون ظهر موقع رفتن به خونه ظرف رو میذاره رو میزم "وقتی نیستم تو اتاق" در حالی که کتلت توش هست !
یه چیزی بالا ترا از احمق می باشم ![]()
اونوقت هایدی ِ سرخوش میگه تو پیش قدم بشو واسه آشتی با نارنجی ، اون الان ازدواج کرده و موقعیت اجتماعیش با هفته قبل فرق کرده ،برو بهش تبریک بگو و قضیه رو تمامش کن![]()
پ.ن: کجای سرنوشت من نوشتن که باید غمخوار بقیه باشی و دست آخر کسی نباشه که غمخوارت باشه تا برم پاک کنمش و به این تراژدی تلخ زندگیم پایان بدم
مسأله 57ـ آبى كه معلوم نيست مطلق است يا مضاف و حالت سابقه آن هم معلوم نيست چيزى را پاك نمى كند، وضو و غسل هم با آن باطل است، امّا اگر چيز نجسى به آن رسد نجس نمى شود.
مسأله 58ـ هرگاه آبى بر اثر مجاورت و نزديكى با عين نجس بوى نجس بگيرد پاك است، مگر اين كه عين نجس به آن برسد، درعين حال اجتناب از آن بهتر است.
مسأله 59ـ هرگاه آبى كه بو، يا رنگ و يا طعم آن بر اثر نجاست تغيير كرده خود به خود رنگ و بو و طعمش از بين برود پاك نمى شود، مگر اين كه با آب كر يا باران يا جارى مخلوط گردد.
مسأله 60ـ آبى كه قبلاً پاك بوده شك داريم نجس شده يا نه، پاك است و آبى كه قبلاً نجس بوده شك داريم پاك شده يا نه نجس است.
