کلاته تیرو
و من
روزی تمامشان را زیر پــا خواهم گذاشت !!
گویی انسان ها فراموش کرده اند
که مداد
ساخته دست خودشان بوده است ...
به نیکی بباید تن آراستن
که نیکی نشاید ز کس خواستن
وگر بد کنی، جز بدی ندروی
شبی در جهان شادمان نغنوی
نمانیم کین بوم ویران کنند
همی غارت از شهر ایران کنند
نخوانند بر ما کسی آفرین
چو ویران بود بوم ایران زمین
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

دنيا هم تمام مي شود؛
سكوت!
مي خواهم تمام شود .
دنيا را مي گويم ...
می دانی
یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ
بنویسی
"تـعطیــل است"
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت
بدهی دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی
و بی خیال
ســوت بزنی...

گفت دعا کنی
می آید
گفتم آنکه با دعا بیاید به نفرینی می
رود
خواستی بیایی ،با دعا نیا
با دل بیا !!
آدمـ هـا کـه عـوض
می شونـد...
از سـلام و شـب بـخیـر گـفتـنشان
مـی شود ایـن را فـهمیـد!
از حـرف هـا و نـگاه هـا
از گـودال هـای ِ عـمیـقی کـه
بیـن ِ تــو و خـودشان می کـَـنـند
و تـویـش را پُــر از دلیـل مـی کُنـند...
عشقی که سراسر اعتماد باشد، عشق حقیقی نیست، بیشتر شبیه بیمهنامه است یا بدتر از آن گواهی حسن رفتار و این در نهایت به بیخیالی میانجام