38

گاهی میشه بدور از دغدغه بستن بند کفش وچیدن کوله و هراس جاگذاشتن لباس گرم

کیف پلو خوری تو بندازی رو دوشت و ادکلن زده ساعت 19:30 عصر روز میلاد" نبی اکرم " نبش مدرس 19 باشی

میشه با ماشین پیچ و خم جاده ی بند امیر شاه رو تو بارون ومه بری و از گرمای متبوع بخاری ماشین لذت ببری

گاهی میشه آدم یه بهترین از این مدل برای خودش بخواد


از همه ی اونایی که دعوت ما رو لبیک گفتن بسیار بسیار موتوشکریم -شبی خوب بود


پ.ن: معاشران گره از زلف یار باز کنید شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

30

هوا برفی و بارونی

به این قشنگی

آخه این انصافه بشینم رو صندلی شماره 13 اتوبوسی آبی نقره ای

که امتحان بدم

که اصلا معلوم نیس استاد از کجا میخواد سوال بیاره

که ...

بلی من دلم هوای کوه کرده وبقول شاعر : دست ما کوتاه وخرما بر نخیل

26


مردي که هميشه در حال فتح قله هاست  يادش مي رود يک زن آن زير ايستاده...

23

اینکه امروز ودیروزی که همه دارند از مرگ یه همنورد قلم فرسایی میکنند من بیام ازحال خوش یه بار صعود چیزی بگم بسیار بسیار عجیبه !!!!



اما همچین دلم لک زده واسه یه بربام شهرم ایستادن (بیخیالش که سرد باشه یا گرم باشه، برفی باشه یا بارونی باشه ، سوز باد می اومده باشه یا نیش آفتاب)

بربام شهرم ایستاده باشم و چیزی رو اون بالا حس کنم

باز هم بگم مهم نیس ته ته درد باشه یا ته ته عشق باشه

هرچی که باشه ته ته تهش باشه


خو چیه مثلا ً 30سال دیگه برا نوه ات تعریف کنی فلان روز سر قله همین که از اینجا پیداست (وقتی توتراس هستیم) من اون بالا بودم شال سرم آبی بود بند کفشم آبی بود مانتو م آبی بود شلوارم آبی بود تازه اشم گل سرم هم آبی بود، بعد خیس خیس عرق ،گرم گرم چشمامو بستم دورخودم چرخیدم و هوا روبغل کردم و همه ی لذت رو یه تنه به آغوش کشیدم

بعد نوهه بگه با هوا عشقبازی !!!

مادرجون واقعاً ارتفاع زدگی هم بیماریه عجیبه یول


ببینم نباشیم واین آرزو رو به گور ببریم ، بس هی تند تند بردنمون بالا باد می اومد سرد بود بارون بود تاریک میشد دیر میشد سایه نبود ... برگشتیم و لذت رو قله از ته ته دل ایستادن رو نچشیدیم


17

وقتی اون دوقطره اشک اومد پائین تصمیم مهمی گرفت

اینکه میخواد هرکی باشه هرچی باشه (بچه های بی دفاع مستثنا هستن البته)

اما دیگه واسه هیچکی وهیچی خودشو جلو نندازه ودفاع نکنه

به این نتیجه رسیده مظلومی که نتونسته بعد اینهمه زیستن میون ظالمان راه دفاع و فرار رو پیدا کنه حقش شکست خوردن هست

اصلاً چرا و به چه قیمتی هی و  هی دفاع کنی وقتی مظلوم !!! تنها راه دفاع ازخودش رو پناه بردن زیر سایه ظالمی می بینه که دشنه به زهر آلوده تا توئی که به خونخواهی مظلومیتش برخواستی رو از پا در بیاره

نه...

شاعر راست میگفت :

نه دیگه پا می شم اینبار خالی از هر شک و تردید میرم اون بالاها مغرورتا بشینم جای خورشید

تن به سایه ها نمی دم بسه هرچی سختی دیدم .....

16

دیروز رفتم کوه با همسرم

بقیه هم بودن البته

هوا سرد بود

لرزیدیم

ارده شیره-خوردیم

پسته و آجیل شب چله خوردیم

و انار ...

خوش گذشت

14

جمله معروفی هست که میگه : ماه پشت ابر نمی مونه


حتی اینم گفتن که مجرم به محل ارتکاب جرم بر میگرده


من هنوز بعد اینهمه سال که از عمر وب نویسیم میگذره (از مردادماه 1384) یادم نمیاد جایی گذرم افتاده باشه ناشناس رفته باشم بی دلیل رفته باشم به تحقیر رفته باشم به دشنام ، ناسزا گویان ، پر زکینه ونفرت وحسرت و غبطه !!!


هنوز اون کامنت که چند سال پیش واسم اومده بود وتوش نوشته بود "عتیقه" رو یادمه

واقعاً فحشش حسابی "عتیقه "بود

چقده با دوستام به این کامنت خندیدیم ...


به جد معتقدم روراستی بهتر از هر راه دیگه ای هست ،قایم شدن و با نقاب حرف زدن فقط یه جور ضعف و ناتوانی دراعتماد به نفس هست که محترمانه اسمش رو گذاشتن حجب وحیا


اصلا ً بذار بگن دریده !تا وقتی تو انصاف در کلامت هست در رفتارت هست در نگاهت به اطرافیانت هست ، دریده گی معنا نداره فقط گاهی حرفات همچون نیش مار میگزه و می گــُرخن و تمام...