مامان میگفت با داداش کوچیکه توخونه ان ، بودنش اون ساعت غروب توخونه سوال برانگیز بود ؟! حل معادله زیاد هم سخت نبود خصوصاً وقتی کنترل tv دستت باشه و فک میکرده باشی که کدوم شبکه رو بزنی و بشینی به تماشا...

دینگ دینگ

یادمان اومد استقلال محبوبمان بازی دارد و ما هم عجب استقلالی دو آتیشه ای بودیم برای خودمان زمانی که حال تاریخ مسابقه هم از یادمان برفته !!!!!!!!


مشغول تماشا بودم و سکوت خونه باعث شده بود غرق در تفکر شوم

چرا منی که زمانی حتی برد پرسپولیس انتهای جدول هم ناراحتم میکرد حال بازی 6گله اشون با مس کرمان و تثبیت صدرنشینی شون خم به ابروم نمی آره ؟!!!

آیا از درصد آبیته بودنم کم شده ؟

آیا از نبودن آرش در ترکیب استقلال نارضی هستم؟

آیا مزدوج شدنمان باعث بی خیالیم شده؟

آیا قهرمانی سال گذشته در لیگ منو راضی کرده ؟

آیا از حضور قلعه نوعی با هفتاد من باد و غرور دلگیرم ؟

وهزار تا آیا ی دیگر...


در نهایت هم به این نتیجه رسیدم همه ی اون استرس ها که برای دقه به دقه بازی استقلال هزینه کردم از جیبم رفته و فقط سلامتی مو به خطر انداخته



پ.ن: اما باز هم این دقایق پایانی من بودم که برای بردن استقلال اونم با گل سه امتیازی آرش با خدا معامله کردم


از قدیم گفتن :توبه گرگ مرگه نیشخند